
دیدار اعضای انجمن جامعهشناسی ایران-شعبه کردستان با مرکز اورژانس اجتماعی شهرستان سنندج (یکشنبه ٢٤ خرداد ١٤٠٥)
در دیدار و بازدید اعضای انجمن جامعهشناسی ایران ـ شعبه کردستان ـ از مرکز اورژانس اجتماعی شهرستان سنندج، مجموعهای از دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای تخصصی درباره شیوههای پیشگیری، مداخله، حمایت و بازتوانی اجتماعی مطرح شد؛ دیدگاههایی که در مجموع بر ضرورت عبور از رویکردهای صرفاً بوروکراتیک، مداخلههای واکنشی و مدیریت پس از بحران تأکید داشتند و در مقابل، تقویت شبکههای محلی، مشارکت جامعه مدنی، توانمندسازی گروههای آسیبپذیر و بازسازی اعتماد اجتماعی را به عنوان الزامات حکمرانی اجتماعی مؤثر برجسته کردند.

دکتر مسعود بیننده، مدیر انجمن جامعهشناسی ایران ـ شعبه کردستان، در ابتدای نشست ضمن معرفی انجمن به عنوان نهادی علمی، غیرانتفاعی و دارای سابقه فعالیت در سطح مناطق مختلف ایران، اظهار کرد که یکی از سیاستهای اصلی انجمن، کاربردیکردن دانش جامعهشناسی در فرایند شناسایی، تعریف و ارائه راهکارهای علمی برای مسائل اجتماعی است. وی با اشاره به تلاش انجمن برای توسعه همکاری با نهادهای ذیربط ازجمله در بخش خصوصی و تشکلهای مدنی، آمادگی این نهاد را برای ارائه خدمات پژوهشی، آموزشی، مشاورهای و کارشناسی در زمینههای مربوطه اعلام کرد.
وی همچنین با اشاره به نقش دوگانه رسانهها در بازنمایی مسائل اجتماعی، تصریح کرد که اگرچه رسانهها میتوانند در برجستهسازی و عمومیکردن مسائل اجتماعی نقش مهمی ایفا کنند، اما در برخی موارد، گرفتارشدن در رقابتهای روایتی، انتشار تحلیلهای غیرتخصصی و قضاوتهای شتابزده، نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه ممکن است به تضعیف محرمانگی، خدشه به کرامت انسانی و تشدید انگ اجتماعی، بهویژه درباره کودکان آسیبدیده، منجر شود. به گفته وی، مددکاری اجتماعی امروز نیازمند حرکت به سوی رویکردهای نوینی همچون میانجیگری اجتماعی، تسهیلگری محلی، همآفرینی اجتماعی، مداخلات مبتنی بر جامعه، تقویت سرمایه اجتماعی و تابآورسازی گروههای حاشیهنشین است؛ رویکردهایی که بیش از درمان و تسکین، بر توانمندسازی، مشارکتدادن ذینفعان محلی، تسهیلگری و شنیدهشدن صدای گروههای به حاشیه راندهشده تأکید دارند.

سرکار خانم ناهیده آویردی، رئیس مرکز اورژانس اجتماعی شهرستان سنندج، ضمن خیرمقدم و قدردانی از حضور اعضای انجمن جامعهشناسی ایران-شعبه کردستان، چنین نشستهایی را ضروری توصیف نموده و همکاری انجمنهای تخصصی و مرتبط با مسائل اجتماعی با مرکز اورژانس اجتماعی را از ضرورتهای اساسی در کنترل و درمان آسیبهای اجتماعی ذکر کردند. ایشان در معرفی فعالیتها و ظرفیتهای این مرکز اظهار کرد که اورژانس اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین نهادهای تخصصی مداخله در بحرانهای اجتماعی، خدمات خود را در قالب خط تلفنی ۱۲۳، تیمهای سیار مداخله در بحران، مرکز مداخله در بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی، خدمات مددکاری اجتماعی، مشاوره روانشناختی، پیگیری و ارجاع موارد به مراکز تخصصی، و حمایت از گروههای در معرض آسیب از جمله کودکان کار و خیابان، کودکان و زنان در معرض خشونت، سالمندان، افراد دارای افکار خودآسیبرسان و خانوادههای درگیر تعارضات حاد ارائه میدهد. وی با اشاره به اقدامات انجامشده در زمینه شناسایی، مداخله، حمایت، بازپیوند اجتماعی و پیگیری پروندههای مددجویی، تأکید کرد که رویکرد اصلی مرکز، ارائه خدمات فوری، تخصصی و مبتنی بر حفظ کرامت انسانی، محرمانگی و کاهش آسیب است.
وی در ادامه، مهمترین چالشهای پیش روی اورژانس اجتماعی را افزایش پیچیدگی و چندبعدیشدن آسیبهای اجتماعی، محدودیت منابع انسانی متخصص و امکانات پشتیبانی، دشواری در پوشش کامل مناطق حاشیهنشین و کمبرخوردار، ضعف آگاهی عمومی نسبت به کارکردهای اورژانس اجتماعی، و در برخی موارد نبود هماهنگی کافی میان دستگاههای مسئول در فرآیند ارجاع، مداخله و پیگیری خدمات دانست. به گفته وی، اثربخشی برنامههای پیشگیری، کنترل و بازتوانی اجتماعی مستلزم تقویت همکاریهای بینبخشی، بهرهگیری از ظرفیت انجمنهای علمی و سازمانهای مردمنهاد، توسعه آموزشهای اجتماعمحور و افزایش مشارکت خانوادهها و جوامع محلی در فرآیند پیشگیری و حمایت اجتماعی است.

در ادامه، دکتر سیفالله رحمانی، عضو کمیته مسائل اجتماعی کردستان، با انتقاد از شناسایی صرفاً اداری و از بالا به پایین آسیبهای اجتماعی، تأکید کرد که مسائل اجتماعی باید از دل زیست روزمره مردم، محلات، مدارس و اجتماعات محلی شناسایی شوند. وی تشکیل تیمهای میدانی و محلهمحور برای پایش وضعیت اجتماعی و آموزش خانوادهها را از جمله راهکارهای مؤثر در زمینه پیشگیری اولیه و مداخله زودهنگام دانست. به اعتقاد وی، سیاستگذاری اجتماعی زمانی از اثربخشی بیشتری برخوردار خواهد بود که بر مبنای شناخت نیازها، تجربیات زیسته و اولویتهای واقعی ساکنان محلات و گروههای هدف طراحی و اجرا شود.
دکتر عبدالعزیز مولودی، مدیر کمیته جامعهشناسی سیاسی، بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیت انجمنهای علمی در فرایند سیاستگذاری اجتماعی تأکید کرد و گفت انجمن جامعهشناسی آمادگی دارد خدمات پژوهشی، ارزیابی اجتماعی، مطالعات میدانی و مشاورههای تخصصی خود را در اختیار دستگاههای مسئول قرار دهد. وی همچنین بر اهمیت نهادینهشدن فرهنگ تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و استفاده از ظرفیت دانش تخصصی در تدوین برنامههای اجتماعی تأکید کرد و آن را گامی مؤثر در جهت افزایش کارآمدی مداخلات اجتماعی دانست.
دکتر آزاد رحیمی، عضو کمیته فرهنگ و ادبیات کردستان، کاهش اعتماد عمومی نسبت به برخی نهادهای متولی را یکی از چالشهای جدی در حوزه مداخلات اجتماعی ارزیابی کرد و معتقد بود بدون بازسازی اعتماد اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی، اثربخشی بسیاری از برنامههای حمایتی با محدودیت مواجه خواهد شد. وی افزود تقویت شفافیت، پاسخگویی نهادی و مشارکتدادن شهروندان در فرایند تصمیمسازی و اجرای برنامهها، میتواند به بازتولید اعتماد عمومی و ارتقای همکاریهای اجتماعی منجر شود.
آقای محمد قربانیان، عضو هیأت مدیره انجمن جامعهشناسی ایران-شعبه کردستان، بر ضرورت آغاز فرایند پیشگیری از آسیبهای اجتماعی از دوران کودکی تأکید کرد و گفت مدارس به عنوان یکی از مهمترین نهادهای جامعهپذیری میتوانند به کانون آموزش مهارتهای زندگی، ارتقای سواد اجتماعی و شناسایی زودهنگام عوامل خطر تبدیل شوند. وی همچنین خواستار تقویت فعالیتهای شبکهای و انجمنی از سطح محلات و اجتماعات محلی شد و بر ضرورت استمرار برنامههای آموزشی و مداخلات پیشگیرانه، به جای اقدامات مقطعی و مناسبتمحور، تأکید کرد.
دکتر لقمان امامقلی، دبیر کمیته مسائل اجتماعی کردستان، ضمن اشاره به محدودیتهای ساختاری از جمله کمبود امکانات، ضعف برخی حمایتهای قانونی و فشار فزاینده ناشی از انباشت مسائل اجتماعی بر دوش نهادهای تخصصی، بر ضرورت توسعه همکاری اورژانس اجتماعی با انجمنهای علمی و سازمانهای مردمنهاد تأکید کرد. وی معتقد بود استفاده از ظرفیت شبکههای محلی و نهادهای مدنی میتواند ضمن توزیع مسئولیتها، به ارتقای دسترسی گروههای آسیبپذیر به خدمات حمایتی و افزایش اثربخشی مداخلات اجتماعی کمک کند.
دکتر افشین بیننده، مدیر کمیته مسئولیت اجتماعی، ایجاد شبکهای منسجم میان مدارس، خانوادهها، مراکز خدمات اجتماعی و نهادهای محلی را راهکاری ضروری برای ارتقای نظام پیشگیری اجتماعی دانست و خواستار شکلگیری سازوکارهای ارتباطی پایدار میان این بازیگران شد. وی تأکید کرد که تقویت مسئولیت اجتماعی نهادها و توسعه همکاریهای بینبخشی میتواند زمینه شکلگیری نظامی هماهنگ برای شناسایی، ارجاع و پیگیری موارد در معرض آسیب را فراهم آورد.
خانم کژال علیمرادی، مدیرعامل مؤسسه جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی سنندج، با تکیه بر تجربیات میدانی این مؤسسه، بر ضرورت تمرکز مداخلات اجتماعی در محلات فقیر، مناطق کمبرخوردار و سکونتگاههای حاشیهای تأکید کرد و گفت بخش قابل توجهی از جمعیت در معرض آسیب، به دلیل فقر، طرد اجتماعی و دسترسی محدود به خدمات حمایتی، نیازمند برنامههای ویژه توانمندسازی هستند. وی افزود که مداخلات اجتماعمحور و استفاده از ظرفیت کنشگران محلی، میتواند به افزایش تابآوری اجتماعی، تقویت احساس تعلق و ارتقای کیفیت زندگی در این مناطق کمک کند.
دکتر شاپور رمضانی عضو کمیته جامعهشناسی سیاسی نیز با انتقاد از رویکردهای مقطعی و نمایشی پس از بروز آسیبها، خاطرنشان کرد که پیشگیری مؤثر باید از طریق نهادهای اجتماعی ریشهدار همچون مدارس، مساجد، خانههای بهداشت و تشکلهای مردمی دنبال شود و آموزشهای اجتماعی از حالت مناسبتمحور خارج شده و به برنامههایی مستمر، جامعهمحور و مبتنی بر نیازهای محلی تبدیل شوند. وی تأکید کرد که پیشگیری اجتماعی زمانی موفق خواهد بود که به بخشی از فرهنگ عمومی و برنامههای روزمره نهادهای محلی تبدیل شود.
خانم دکتر پرستو ملکی، دبیر کمیته مسائل زنان کردستان، آموزش و آگاهیبخشی عمومی را مهمترین ابزار پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دانست و تأکید کرد بخش قابل توجهی از آسیبها از طریق ارتقای دانش عمومی و مداخلات آموزشی بهنگام قابل کنترل و کاهش هستند. وی همچنین بر ضرورت طراحی برنامههای آموزشی متناسب با نیازهای زنان، کودکان و خانوادهها و بهرهگیری از ظرفیت رسانهها و نهادهای مدنی برای گسترش سواد اجتماعی تأکید کرد.
دکتر آزاد نمکی، عضو کمیته مسائل اجتماعی کردستان، به برخی موانع نهادی و بینبخشی در مسیر مداخلات اجتماعی اشاره کرد و اظهار داشت که در مواردی، مداخله بهنگام نهادهای مسئول و متخصص با مقاومتها، ملاحظات سازمانی و یا سنگاندازیهای اداری مواجه میشود. وی تأکید کرد که اثربخشی مداخلات اجتماعی، بهویژه در شرایط بحرانی، مستلزم هماهنگی میانبخشی، تسهیل فرایندهای ارجاع و مداخله و پرهیز از رویکردهای بخشی و جزیرهای است. به اعتقاد وی، هرگونه تأخیر یا اختلال در فرایند مداخله میتواند موجب تشدید وضعیت بحرانی افراد و خانوادههای در معرض آسیب شده و هزینههای اجتماعی و روانی بیشتری را بر جامعه تحمیل کند.
آقای سروش بهامی، عضو کمیته جامعهشناسی نظری، با تأکید بر ضرورت اتخاذ نگاهی کلنگر به آسیبهای اجتماعی، خاطرنشان کرد که نمیتوان ریشه بسیاری از مسائل و ناهنجاریهای اجتماعی را صرفاً در نظام آموزش و پرورش جستوجو کرد. وی آموزش و پرورش را نهادی دانست که خود متأثر از شرایط و تحولات گستردهتر اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه است و افزود که انتظار اصلاحات بنیادین در مدرسه، بدون توجه به مناسبات حاکم بر کلیت جامعه، انتظاری غیرواقعبینانه خواهد بود. به گفته وی، سیاستهای پیشگیری و مداخله اجتماعی باید مبتنی بر درک پیوندهای متقابل میان نهادهای اجتماعی و در چارچوب رویکردی نظاممند و بینرشتهای طراحی شوند.
دکتر فرشید رستگار، عضو کمیته مسائل اجتماعی کردستان، نیز بر ضرورت بازاندیشی در برنامهریزیهای اجتماعی متناسب با دگرگونیهای ساختاری نهاد خانواده تأکید کرد و گفت خانواده امروز با اشکال، کارکردها و الگوهای جدیدی از روابط و مناسبات درونی مواجه است و برنامههای حمایتی و مداخلات اجتماعی باید با این تحولات همگام شوند. وی با تأکید بر اهمیت مداخلات زودهنگام، خاطرنشان کرد که شناسایی اختلالات رفتاری، هیجانی و رشدی در سنین کودکی و ارائه خدمات تخصصی درمانی، حمایتی و پیشگیرانه در همان مراحل اولیه، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش بروز آسیبهای اجتماعی در دورههای بعدی زندگی داشته باشد. از این منظر، وی بر تقویت نظام غربالگری، ارتقای دسترسی کودکان و خانوادهها به خدمات تخصصی و توسعه برنامههای پیشگیری مبتنی بر چرخه زندگی تأکید کرد.
دکتر کورش کریمی، عضو کمیته جامعهشناسی نظری، بازاندیشی در ادبیات و مفاهیم رایج حوزه آسیبهای اجتماعی را ضروری دانست و هشدار داد که استفاده از واژگان برچسبزننده میتواند به بازتولید طرد اجتماعی و تشدید قضاوتهای عمومی علیه گروههای آسیبپذیر بینجامد. به اعتقاد وی، اتخاذ گفتمانی مبتنی بر کرامت انسانی، حقوق اجتماعی و احترام به تجربه زیسته افراد آسیبدیده و همخوانی این گفتمان با نامگذاری و معناشناسی اصصلاحات مربوطه، میتواند به ارتقای اثربخشی مداخلات اجتماعی کمک کند.
از دیگر محورهای مورد توجه در این نشست، مسئله انگ اجتماعی و نگرانی شهروندان از مراجعه به نهادهایی همچون اورژانس اجتماعی بود. شرکتکنندگان معتقد بودند ترس از برچسبخوردن، قضاوت اجتماعی و ضعف شناخت عمومی نسبت به خدمات حمایتی، همچنان مانعی جدی بر سر راه بهرهگیری از ظرفیتهای اورژانس اجتماعی محسوب میشود و ضرورت دارد سیاستهای انگزدایی و اعتمادسازی عمومی در دستور کار قرار گیرد.

در پایان نشست، دکتر عرفان ناصری، دبیر کمیته جامعهشناسی نظری و کارشناس اورژانس اجتماعی، بر ضرورت بازنگری در رویکردهای رایج آسیبشناسی اجتماعی تأکید کرد و گفت نگاههای صرفاً کمی، پوزیتیویستی و از بالا به پایین، دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای جامعه معاصر نیستند. وی پیشنهاد کرد با تشکیل شبکهای از مددکاران اجتماعی، انجمنهای مدنی، متخصصان و نهادهای اجرایی، زمینه برای مداخلات هماهنگ، چندسطحی و مشارکتی فراهم شود تا بار مدیریت مسائل اجتماعی تنها بر دوش اورژانس اجتماعی و بهزیستی باقی نماند.
خانە کتاب كُردی